صد فرمان مدیریّتی از نهج البلاغه
صدفرمان مدیریتی از نهج البلاغه

صد فرمان مدیریّتی از نهج البلاغه

صد فرمان مدیریّتی از نهج البلاغه

بخش اول

  1. مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خویش بپردازد.
  2. امور و کارها در گرو نتایج خود هستند.
  3. پشتکار و جدیت در کار موجب پوشاندن عیب ها می شود .
  4. شخصیّت آدمی از خلال کارش متجلّی می شود.
  5. در کار ناگزیر باید از کتمان و رازداری کمک جست.
  6. در درگیریها و اختلافها ، مدیر باید خود را مقصّر بداند.
  7. طمع، شکایت بردن به مردم و بدون توجه لب به سخن گشودن از عوامل ضعف مدیر است .
  8. باید در پی بدست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود.
  9. آرزوی دروغین که مایه فریب انسان میگردد ، خیال را لباس واقعیت می پوشاند.
  10. غنیمت شمردن فرصت، اساس موفقیت در هر کاری است .

بخش دوم

  1. آدمی به زبانش شناخته میشود .
  2. ارزش آدمی از خلال مهارتها و شایستگیهای او نمایان می شود .
  3. رای سنجیده از تلاش نافرجام بهتر است .
  4. کوتاهی در عمل موجب غم و اندوه می گردد.
  5. آدمی باید توانمندیها و شایستگی های خود را بشناسد.
  6. صبر و شکیبایی یکی از ارکان موفقیت است.
  7. استبداد راه شکست است .
  8. هدف وسیله را توجیه نمیکند.
  9. سعه صدر، نشانه موفقیت مدیر است .
  10. بهترین راه ، بستن راههای بد و گشودن راه نیکوکاران است .

بخش سوم

  1. نمی توان بدی را از محیط خود دور کنی مگر اینکه آن را در خودت از بین ببری .
  2. کوتاهی در کارها موجب پشیمانی و حسرت است.
  3. حق باید معیار در هرکاری باشد.
  4. باید برنامه روزانه ای داشت که در بر دارنده ساعاتی برای استراحت و بیرون کردن غم و اندوه از دل باشد.
  5. نرمی و مدارا ، راه کسب محبت دیگران است .
  6. آدمی در شرایط سخت ، شناخته خواهد شد.
  7. اختلاف بین مسئولان موجب از بین رفتن تصمیمها می گردد.
  8. صفات رهبر عبارت است : هیبت ، انصاف ، بخشش بر دیگران و تواضع.
  9. باید با نفست مبارزه کنی تا به کار مناسب و در خور برسی.
  10. با پایدار شدن ظلم ، مدیر عزل می شود.

بخش چهارم

  1. معیار کارها به ماندگاری آنهاست نه کثرت آنها.
  2. کارها را به موقع خودش انجام ده ، نه زودتر و نه دیرتر.
  3. مشورت کردن ، الزام آور نیست.
  4. خوشرویی و شادابی موجب راه یافتن به قلب دیگران می شود.
  5. خواندن باید مقرون به عمل باشد.
  6. در هنگام مدح و ذم متعادل باشد.
  7. اطاعت نکردن از مافوق ، ظلم است و تکبر بر زیر دستان هم ظلم.
  8. معیار اطاعت ، مسئولیت پذیری است .
  9. کارها باید مطابق اصول علمی صورت گیرد.
  10. معیار رهبری ، پاسخگویی به نیاز های مردم است .

بخش پنجم

  1. هنگام سخن گفتن ، سخنت باید از سر آگاهی باشد وگرنه سکوت بهتر است .
  2. ضرورتی ندارد که همه اهدافت در یک زمان تحقق یابد.
  3. روز را باید به سه بخش تقسیم کرد : ساعتی برای عبادت ، ساعتی برای کار ، ساعتی برای استراحت.
  4. زشتیهای دنیا را می توان با زهد ورزیدن نسبت به دنیا کشف نمود.
  5. همه چیز را برای خود مخواه.
  6. شرایط زندگی یکسان نیست .
  7. بردباری ، عیبهای آدمی را می پوشاند.
  8. فرمانده در میدان شناخته می شود.
  9. هرگاه در کسی صفتی نیکو یافت شد ، باید منتظر صفات خوب دیگربود.
  10. مدیر باید در امور ضروری مربوط به کارش ، از فقه آگاه باشد.

بخش ششم

  1. با کاستن شوخی احترام می بینی.
  2. قناعت سرمایه افزوده است .
  3. باتسامح و ارجگذاری به امور ، مدیر می تواند با سخت ترین مشکلات مواجه شود.
  4. مدیر باید خود را فردی عادل فرض کند . آنگاه بپرسد از یک مدیر چه انتظاری دارد اگر از زیر دستان او باشد . هر آنچه را که انتظار داری ، دیگران از تو انتظار دارند.
  5. نسبت به رای مردم درباره افراد غافل مباش ، کسی که مردم او را صالح می شناسند ، پس صالح است.
  6. مردم برادران تو هستند ، پس باید به چشم برادری به آنها بنگری .
  7. سلسله مراتب اداری باید رعایت شود
  8. حق و عدل ، معیار رضایت مردم ، هدف.
  9. در پی کشف عیب های زیردستان نباید بود.
  10. راه سخن چینان را در فتنه ببند

بخش هفتم

  1. با بخیل و ترسو و حریص نباید مشورت کرد.
  2. اجازه مدح و ثنا در کاری که مدیر انجام نداده است ، نباید داده شود.
  3. نیکوکار و بدکار نباید مساوی باشند.
  4. قانون یا طرح پیشین را نباید لغو نمود(در صورت مفید بودن) .
  5. تشکیل هیات مشاوران با ترکیبی از متخصصان و افراد با تجربه ضروری است.
  6. شرایط بکارگیری افراد : و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسایند و از سابقه نیکو برخوردارند. پس دلیران و رزم آوران و بخشندگان و جوانمردان ، که اینان بزرگورای را در خود فراهم کرده اند و نیکوییها را گرد آورده.
  7. مدیر باید همچون پدری باشد و بر کارشان همچون پدر نظارت نماید.
  8. نگاه به کارکنان باید از سر عدالت و انصاف باشد.
  9. آگاهی از امنیت شغلی از امور ضروری مدیریت است.
  10. سلسله مراتب اداری باید بر آزمایش و امتحان افراد مبتنی باشد.

بخش هشتم

  1. رعایت ضوابط نه روابط
  2. نیازهای حیاتی کارمند ، میزان حقوق او را تعیین می کند.
  3. گماردن بازرسان مخفی بر کارکنان لازم است .
  4. طمع مدیران موجب فقر دیگران می شود.
  5. پیش از آنچه که گرفته می شود ، باید بخشیده شود
  6. مدیر نباید فریب ظواهر را بخورد.
  7. از وظایف مدیر آن است که جلسه عمومی تشکیل دهد تا کارکنان با آزادی کامل حرفهای خود را بزنند.
  8. برخی از کارها را مدیر خود باید انجام دهد.
  9. کار امروز را به فردا میفکن.
  10. مدیر برای تقویت اراده باید ساعاتی از وقت خود را به عبادت بپردازد.

بخش نهم

  1. اشراف مستمر ناشی از احاطه کامل است و این یکی از ضرورتهای مدیریت می باشد.
  2. در موقعیت های پیچیده ، مدیر باید درو اندیش باشد.
  3. خودبینی و اعتماد به نفس کاذب و علاقه مندی به مدح و ثنا موجب از هم پاشیدگی نظام مدیریتی می گردد.
  4. نیکی کردن به دیگران بدون منت گذاری.
  5. برای هر کس کاری مناسب و مطابق با توانمندی های او در نظر گرفته شود.
  6. هر کاری را در جای خود انجام ده.
  7. باید به مدیران مسئولیت به کارگیری افراد را داد.
  8. هنگام خشم و عصبانیت تصمیم میگیر.
  9. هر عقوبتی باید بعد ازیادآوری معاد باشد ، و یادآورشد که با حکم ظالمانه عذابی در انتظار شخص می باشد.
  10. مدیر هم باید الگویی نیکو از یک مدیر موفق داشته باشد.

بخش دهم

  1. همه کارکنان را یکسان نگریستن.
  2. مطابقت درون با بیرون.
  3. دادن حق دیگران قبل از گرفتن حق خود.
  4. نیکی به انسان های فتنه جو ، علاج آن است.
  5. نسبت به متمردان و قانون شکنان باید سیاست نرمی و درشتی را باهم به کار بست.
  6. پاداش مدیر باید به قدر ضرورت باشد.
  7. تواضع ویژگی مدیر است.
  8. از لغزش و خطاهای جوانمردان در گذرید.
  9. به بخشش عادت کردن هر چند که کم باشد.
  10. یاری جستن و توکل برخدا ، راز موفقیت می باشد.

منبع : کتاب مدیریت و نظام اداری از دیدگاه امام علی علیه اسلام – انتشارات آستان قدس رضوی

دیدگاهتان را بنویسید